|
دوران دانشجویی مامایی 87 | ||
|
اوف اگه بدونین امروز چه روزی بود گلاب به پاهاتون. پاهامون ادم ۳ یا ۴ پلاس کرده در حال حاضر صبح از ساعت ۷.۳۰ تا ۱۲.۳۰ درمانگاه بودیم تا اینجاش قابل تحمله. بعد به علت نداشتن شارژ تو کارت تغذیه مجبور شدیم ساندویج بدتر از غذا سلف بخوریم اونم کجا؟خدا این سایه رو نکشه اون گفت بریم تو چمنا اما من گفتم با بو علف سر درد می گیرم این نامردم راضی نشد بریم تو سلف ساندویچو بخوریم(فدا کاری نکرد بعدم رفتیم زایشگاه با اون سردرد بیچاره من این همه بدبختی بماند اما خیلی هم خندیدیم.همه وایساده بودیم (استاد کیس متود کرده بود مریضا رو و هرکدوم از بچه ها هم داشتن کیسشونو ارایه می دادن بعد سوتی های دیگه هممون داشتیم از خستگی.کلی خندیدم. اما الان خیلی خستمه بقیشو بعدا می نویسم تا بعد بای بای [ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ 21:40 ] [ ... ]
[ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ] [ 0:2 ] [ ... ]
این خاطره رو قبلا گفتم تازه فهمیدم............
[ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 23:24 ] [ ... ]
[ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 0:58 ] [ ... ]
دوست من یادت هست نشستن بر روی نیمکت خاطره زیر نم نم باران؟دم کردن چایی دانشجویی؟یادت هست دانشکده بهداشت؟خوردن ساندویج دوستیمون؟نوشتن نامه ای گرچه شوخی اما پر از حس دوست داشتن هم؟یادت هست لقب هامون؟شدیم چهار شنگولیها؟یادت هس اولین کوه پیمایمون نفس نفس هامون؟کم آوردنمون؟یادت هست اولین زیارتمون با هم؟شب کنار هم بودنمون؟سحر بیدار شدنمون برای آرزوی گرفتن ضریح تو کوچه های سحر دویدنمون؟یادت هست بیمارستان شهید بهشتی تزریق اولین آمپولمون؟یادت هست کفری شدنمون از دست خودشیرنی های بهار که هرچه ما بلد نبودیم می گفت استاد من بگم؟یادت هست ساعت ها نشستن و دردودل کردن زیر پایه برق گوشه محوطه دانشگامون؟یادت هست اولین باری که زایمان گرفتیم؟یادت هست اولین شیفت شبمون؟نخوابیدنمون؟اولین معاینمون و مایوس شدنمون که فکر می کردیم دیگه هیچوقت نمیتونیم دیلاتاسیون رو بفهمیم؟یادت هست ناهارهامون رو کجا میخوردیم ؟یادت هست هتل آزادی چه جشن شادیهایی که نگرفتیمو نخندیدیم [ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 22:9 ] [ ... ]
[ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ 23:40 ] [ ... ]
من شرمنده ام به خدا وبلاگ مامایی باشه هو حتی یه تبریک روز ماما نداشته باشه روم به دیفال یادتونه گرفتن اولین بچه؟ تاااااااااااااااااااا الان که هر روز داریم به امتحان جامع نزدیک میشیم؟چه خوب چه تلخ همشون شیرینن الان واسمون.این مرحله از زندگیمون داره تموم میشه به همین سادگی ... دوست من همکلاسی من تا الان هرچی نیومدی سر بزنی قبول اما بعد فارغ التحصیلی بیا و یادمون نبر [ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ 23:5 ] [ ... ]
خدای من آنتی بیوتیکا رو نمی دونستم میشه تجویز کرد آخه چند روز پیش جزوه صفری و میخوندم این قسمتش نبود احتمالا کم کردم.یه خورده امیدوار شدیم البته زیاد هم مهم نیس مجوز طبابتمون کشکه .مامایی رو کسی بهش ارزش نداده همه به چشم پرستار می بینن این رشته رو ای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ادامه مطلب [ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ 1:30 ] [ ... ]
یاد این چند سال دانشجویی بخیر...چه روزای خوبی که با دوستامو استادام گذروندم... [ جمعه یکم اردیبهشت 1391 ] [ 11:42 ] [ bahar ]
[ سه شنبه یکم فروردین 1391 ] [ 11:44 ] [ bahar ]
سلام دوستای گلم کم میام اما هر وقت میام یه مناسبت خوب هس .هوا گل و بلبله شما هم مث من از این هوا لذت می برین؟گرچه یه خورده سرده اما به بوی تازگی زمین میارزه.نمی دونم شعر لیلا فروهرو شنیدین که درباره عید خونده منم متنشو بلد نیستم اما ای می چسپه تو هوا آزاد زیره نور خورشید بخونیش.میگه مبارک بادت این سالو همه سال همایون بادت این ... پیشاپیش عید مبارک [ یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 ] [ 11:38 ] [ ... ]
سلام. راستش قبل اینکه شروع کنم به نوشتن این مطلب ،اصلا بهش فکر نکرده بودم.این بود که یه دفعه تصمیم گرفتم بنویسم وچون چند لحظه ای مکث کردم وبه گذشته فکر کردم ،تو همین چند ثانیه خیلی از اتفاقات خوب و بد ، تلخ و شیرین و بالاخره به یاد موندنی که توی تموم این چهار سال تو دانشگاه داشتم ،از خاطرم گذشت.واسه همینم یه بغض سنگین گلومو گرفت .ولی... ولی نمیدونم چرا تو این لحظه که بغض دارم، فکر کردن به گذشته منو وادار به لبخند زدن میکنه...شااااید چون... بیخیالش...بگذریم... اصلا فکر نکنید میخوام از خداحافظی واین حرفا بگما ... نه ادامه مطلب [ سه شنبه یازدهم بهمن 1390 ] [ 16:51 ] [ مرضیه ]
دهه فجر داره میاد
میدونید یاد چی می افتم؟؟؟؟؟؟ پولایی که رو هم میذاشتیم برا اینکه کاغذ رنگی بگیریم مدرسه رو تزیین کنیم. یادش به خیر!!شما چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ [ دوشنبه دهم بهمن 1390 ] [ 11:7 ] [ سهیلا ]
سلام .این روزا بچه های مامایی۸۷ تشک و لحافشونو تو زایشگاه پهن کردن هی گر و گر نی نی میگیرن [ چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 ] [ 13:40 ] [ ... ]
تولدم مبارک...
[ جمعه دوم دی 1390 ] [ 8:35 ] [ bahar ]
|
||
| [ طراح قالب : ماه موزیک ] [ Weblog Themes By : Mah Music ] | ||